مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو×××××××یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

چو خورشيد سحر پيدا نگاهي مي توان کردن***همين خاک سيه را جلوه گاهي مي توان کردن
در اين گلشن که بر مرغ چمن راه فغان تنگ است***به انداز گشود غنچه آهي مي توان کردن

+ نوشته شده در ساعت 21:10 توسط سید هادی