بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
درویشی را دیدم سر بر آستان کعبه همیمالید و میگفت یا غفور یا رحیم تو دانی که از ظلوم و جهول چه آید
عذر تقصیر خدمت آوردم
که ندارم به طاعت استظهار
عاصیان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت...منِ بنده امید آورده ام نه طاعت، و بدریوزه آمده ام نه به تجارت..اِصْنَعْ بی ما اَنتَ اهْلُه ..






