مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو×××××××یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بزرگی را گفتند: آغاز توبه تو چه بود؟ گفت : قصد كردم تا غلامى را بزنم و او مرا گفت : اى مرد! از شبى انديشه كن ! كه فردايش روز قيامت است


+ نوشته شده در ساعت 13:58 توسط سید هادی |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عارفى را گفتند: بلايى شناسى كه چون كسى بدان درمانده او را رحم نكنند؟ و نعمتى دانى كه منعمش را حسد نورزند؟ گفت : فقر


+ نوشته شده در ساعت 2:18 توسط سید هادی |