مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو×××××××یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

زاهدى پير زن آسيابان را گفت : گندم مرا آرد كن ! و گرنه به دعا خواهم كه خرت سنگ شود..

 زن گفت : خر رها كن ! و دعا كن ! تا گندمت ، آرد شود..


+ نوشته شده در ساعت 9:51 توسط سید هادی |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عربى بر گور (هشام بن عبدالملك ) ايستاده بود، كه يكى از خدمتگاران او، بر گورش مى گريست و مى گفت : پس از تو، چه ها ديديم ! اعرابى گفت : اگر او زبان مى داشت ، ترا مى گفت كه آن چه او ديده است ، بسى بدتر از آن چه تو ديده اى بوده است .


+ نوشته شده در ساعت 4:59 توسط سید هادی |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

از امثال عرب است كه گويند: بزغاله اى بر پشت بامى ، به گرگى كه از پايين مى گذشت دشنام داد. گرگ گفت : تو مرا دشنام نمى دهى ، بل جاى تست كه مرا دشنام مى دهد.


+ نوشته شده در ساعت 0:49 توسط سید هادی |
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
پادشاه هند، نامه اى طولانى به هارن الرشيد نوشت و در آن ، او را تهديد كرد. هارون ، به پاسخ نوشت : پاسخ آنست كه ببينى ، نه بخوانى .

+ نوشته شده در ساعت 13:48 توسط سید هادی |
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
روزى معاويه به يكى از يمنى ها گفت : از شما نادان تر نبوده است . زيرا زنى بر آنان فرمانروايى داشته است . و او، به پاسخ گفت : نادان تر از قبيله من ، دودمان تواند كه چون پيامبر خدا (ص ) آنان را فرا خواند، گفتند: پروردگارا! اگر اين بر حق است ، از آسمان بر ما سنگ ببار! و نگفتند كه : پروردگارا اگر اين بر حق است ، ما را به سوى او هدايت كن !


+ نوشته شده در ساعت 13:37 توسط سید هادی |