اى مردم ! از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: ((من شهر علم و على عليه السلام دروازه آن است ؛ هر كس بخواهد وارد شهرى شود، بايد از دروازه آن وارد گردد)).
سپس از منبر پايين آمد. اميرمؤ منان او را در آغوش گرفت و به سينه چسباند.
بعد به امام حسين عليه السلام فرمود: پسر! برخيز و به منبر برو و طورى سخن بگو كه قريش بعد از من بر تو ايراد نگيرند و بگويند: حسين بن على عليه السلام چيزى نمى داند، و بايد سخت ادامه سخن برادرت باشد.
امام حسين عليه السلام بالاى منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و بر پيامبر درود مختصرى فرستاد و شروع به سخن كرد و فرمود:
اى مردم ! از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: ((على عليه السلام شهر هدايت است ؛ هركس داخل آن شود، نجات مى يابد و هر كس از آن تخلف ورزد، هلاك مى گردد)).
امير مؤ منان او را هم به سينه چسباند و بوسيد و فرمود: اى مردم ! شاهد باشيد كه اين دو، فرزندان رسول خدا و امانتهاى او هستند كه به من سپرده و من هم به شما مى سپارم . اى مردم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مورد آن ها از شما خواهد پرسيد)).
سپس از منبر پايين آمد. اميرمؤ منان او را در آغوش گرفت و به سينه چسباند.
بعد به امام حسين عليه السلام فرمود: پسر! برخيز و به منبر برو و طورى سخن بگو كه قريش بعد از من بر تو ايراد نگيرند و بگويند: حسين بن على عليه السلام چيزى نمى داند، و بايد سخت ادامه سخن برادرت باشد.
امام حسين عليه السلام بالاى منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و بر پيامبر درود مختصرى فرستاد و شروع به سخن كرد و فرمود:
اى مردم ! از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: ((على عليه السلام شهر هدايت است ؛ هركس داخل آن شود، نجات مى يابد و هر كس از آن تخلف ورزد، هلاك مى گردد)).
امير مؤ منان او را هم به سينه چسباند و بوسيد و فرمود: اى مردم ! شاهد باشيد كه اين دو، فرزندان رسول خدا و امانتهاى او هستند كه به من سپرده و من هم به شما مى سپارم . اى مردم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مورد آن ها از شما خواهد پرسيد)).
+ نوشته شده در ساعت 18:56 توسط سید هادی






