مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو×××××××یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

جناب آخوند ملا حسينقلى بعد از بيست و دو سال سير و سلوك نتيجه گرفت و به مقصود رسيد و خود آن جناب گفت : در عدم وصول به مراد سخت گرفته بودم تا روزى در نجف در جايى (گويا در گوشه ايوانى ) نشسته بودم ، ديدم كبوترى بر زمين نشست و پاره نانى بسيار خشكيده را به منقار گرفت و هر چه نوك ميزد خورد نمى شد، پرواز كرد و برفت و نان را ترك گفت . پس از چندى بازگشت به سراغ آن تكه نان آمد. باز چند بار آن را نوك زد و شكسته نشد، باز برگشت و بعد از چندى آمد و بالاخره آن تكه نان را با منقارش خرد كرد و بخورد، از اين عمل كبوتر ملهم شدم كه اراده و همت مى بايد،

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عارف بزرگ آخوند ملا حسين قلى همدانى ، پدرش چوپان بود، حالا چه سرّى در اين گوسفند چرانى است كه بسيارى از انبياء و اولياء هم به آن مشغول بوده اند، نمى دانم . خلاصه پدرش يك فرد بيابانى و گوسفندان چران بود! اين آدم ، چندين جلسه براى افراد مختلف از ابتدا تا انتهاى شب داشت و حدود 300 تن از اولياء الله در محضرش تربيت شدند، همين شخص فرزندى داشت كه وقتى آن مرحوم از دنيا رفت ، گفت : من در مدت عمر پدرم بالاخره نفهميدم چه كاره بود؟!. شما ببينيد بين اين فرزند و آن پدر، فردى مثل آخوند ملا حسين قلى همدانى وجود داشته است ، اين نشان مى دهد كه يك عوامل ديگرى در كار است و يك خبرهاى ديگرى هم به هرحال هست . آن مرحوم 24 سال در سير و سلوك بود و عاقبت به جايى رسيد. شما هم خشته نشويد و حوصله كنيد و به دعاى ندبه تان ادامه دهيد.بیانات علامه حسن زاده آملی

 


+ نوشته شده در ساعت 18:37 توسط سید هادی