((وى پيوسته به نيم شب برخاستى و دوگانه بدرگاه يگانه گذاشتى و تا فجر برآيد به حجره اندرون به ورزش تن گذراندى . آنگاه نماز صبح كردى و از پى نوافل و تعقيبات ، سپس به تدريس نشستى تا دو ساعت مانده به ظهر و گاه مى شدى كه ناصرالدين شاه به ديدن او مى آمد و او مى فرمودى كه مرا حالى نيست و او برمى گشتى !)).
+ نوشته شده در ساعت 17:24 توسط سید هادی






